دانلود رمان آغوش خالی

 

خلاصه رمان؛

 

 

 

با سر و صداهایی که یهو اومد برگشتم عقب.

خودش بود….

بالاخره افتخار داد و اومد بیرون.

دخترایی که تا الان برای دیدنش صبر کرده بودن هجوم بردن سمت ماشینش و اخمام رفت تو هم!

احمقانه بود….

پوزخندی به خودم زدم….

من خودمم واسه همین اینجام دیگه!

عکس و امضا گرفتن از اقای شمس.

بعده نیم ساعت بالخره یکم دور ماشینش خلوت شد و اروم رفتم سمتش.

5/5 - (1 امتیاز)
bookنام رمان : آغوش خالی
bookنویسنده : زهرا قلنده
bookژانر : عاشقانه
اشتراک در
اطلاع از
0 نظرات
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها

دسته‌ها

0
افکار شما را دوست داریم، لطفا نظر دهید.x