رمان دلباخته پارت 221

 

 

 

هر چه بگویم انگار کم است.

 

– می خوام بدونی که خیلی دوسِت دارم

 

نگاهش را از من برنمی دارد، دقیق تر از هر وقت دیگر.

 

–  یادته چی گفتم، عشقِ من اندازه نداره…حالا می فهمم چرا نتونستم ازت بگذرم

 

بارِ اول است که از زن بودنم کنار این مرد لذت می برم.

انگار به من حسی می دهد که هرگز تجربه نکرده ام.

 

مردی که من را فقط برای خودم می خواست.

فراتر از آن اینکه تنها نمی خواست.

 

او می خواست پدر شدن را با رستا یاد بگیرد.

شاید هم رستا بود که پدر داشتن را با او زندگی می کرد، نمی دانم.

 

شیطنت چشمانش با یک چشمک ریز همراه می شود.

 

– خوش به حالت می شه زن من بشی ها، گفته باشم

 

با لب بسته می خندم.

 

– بیشتر از خودت! فکر نکنم

 

نگاه باریکش در صورتم می چرخد.

آهسته سر تکان می دهد.

 

– زبون می ریزی، اره! می دونی وقتش برسه..

 

نگاهم با قامت بلندش قد می کشد.

 

– بذار وقتش که رسید بهت می گم، وروجک

 

خنده را پشت لبم قایم می کنم.

 

گونه ام رنگ می گیرد و چشم می دزدم.

 

– الانه که حاج خانم یکی رو بفرسته دنبالمون، بریم؟

 

 

 

 

کنارش راه می افتم به سمت پله های ایوان.

 

گوشم از صدای دایی رسول پر می شود.

 

– خب دایی جان، حرفاتون و زدین؟

 

جواب سید یک “بله” ساده است.

 

ریش و قیچی دستِ زری خانم است تا هر چه دلش می خواهد  بِبُرد و بر گردنش بگذارد.

 

– قبلِ این داشتم به اقا رسول می گفتم که من با مهر سنگین موافق نیستم، ولی…

 

سر می چرخاند، من را نگاه می کند.

چشم باز و بسته می کنم.

 

مادری می کند در حق من.

روی حرفش حرف نمی زنم، هرگز.

 

– بشرطی که اقا سید خونه ش و بزنه پشت قباله دخترم… عروسی هم پای خودش، نه زیاد، نه کم، جوری که آبرومند باشه

 

– زیاد نیست، مادر جون؟

 

زیر لب می گویم.

 

حرفم را نشنیده می گیرد، حرف خودش را می زند.

 

– راستش این حرفا گفتن نداره، ولی من می گم… خرجی مریم جان سوای خرج خونه س، خرید خونه رو مرد باید انجام بده… زنم بشینه و فرمون بده، غیرِ اینه، پسرم؟

 

با دهان نیمه باز نگاهش می کنم.

 

اصلآ انگار نه انگار که این مرد را می شناسد و باز برایش تکلیف معلوم می کند.

4.4/5 - (75 امتیاز)
پارت های قبلی همین رمان

دسته‌ها

اشتراک در
اطلاع از
4 نظرات
قدیمی‌ترین
تازه‌ترین بیشترین رأی
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها
دلارام آرشام
16 روز قبل

سلام و عرض ادب داشتم خدمت شماقاصدک جون بازم مثل همیشه عالی بود 🤩
ولی فقط کمه پارتا😘🫡

camellia
15 روز قبل

و این یکی که درسته کوتاهه,ولی خوبه که منظم می
گزارید قاصدکی😍😘

فاطمه خانوم
پاسخ به  camellia
15 روز قبل

اره دقیقا قاصدک جون خیلیی خوش قوله🤩💛

4
0
افکار شما را دوست داریم، لطفا نظر دهید.x