رمان خانم معلم پارت ۷۳ 0 (0)

بدون دیدگاه
خانوم معلم: #پارت_۲۶۱ #فصل_۲ دلتنگی و ترس معجون عجیبی بود که نخورده تمام شریان های قلبم رو می‌بست. سنگین بود. حتی درد هم داشت. دردی به سنگینی سگک کمربند و…

رمان خانم معلم پارت ۷۲ 4.4 (18)

۲ دیدگاه
با اینکه چند ساعت از ماجرای جیغ زدن های ماهو میگذشت اما هنوز قلبم تند میکوبید و استرس عجیبی به جونم ریخته بود. مدام چک میکردم خوب باشه. حتی نمیذاشتم…

رمان خانم معلم پارت ۷۱ 3.4 (18)

۲ دیدگاه
    اونجوری که کارگرا میگفتن آقا مدیر انگار پاش مو برداشته بود و به اجبار باید چند روز استراحت میکرد. مواظبت از بچه ها کاری سختی نبود،اونقدر هوام رو…

رمان خانم معلم پارت۷۰ 4.1 (21)

۳ دیدگاه
        طلا دخترک معصومی که چشماش آدم و یاد فرشته ها مینداخت اصلا سرنوشت خوبی نداشت اما باز همیشه لبخند میزد‌. ماهو رو روی پام جابه‌جا کردم…

رمان خانم معلم پارت ۶۸ 4.3 (18)

۴ دیدگاه
      ماهو هنوز خواب بود که از اتاق بیرون زدم و سمانه رو فرستادم تا مواظبش باشه. اونقدر ناز و معصوم خوابیده بود که دلم نمیومد بیدارش کنم‌.…

رمان خانم معلم پارت ۶۷ 3.5 (22)

۲ دیدگاه
        خیالم که از بابت ماهو راحت شد از عمارت بیرون زدم. سمانه و مریم اونقدرا قابل اعتماد بودن که راحت میتونستم بچه رو بهشون بسپارم و…

رمان خانم معلم پارت ۶۴ 4.3 (19)

۱ دیدگاه
        بابا شیرینی رو که توی دهنش میذاشت سوالی که ماه ها مثل خوره داشت مغزم رو میخورد رو بالاخره به زبون اوردم: -بابا؟… -جانِ بابا…  …

رمان خانم معلم پارت۶۳ 4.2 (23)

۳ دیدگاه
      مریم  بساط چند نوع شیرینی رو پهن کرده بود. از شیرینی نخودچی گرفته تا شیرینی های محلی. عطر زنجبیل و هل سابیده  تمام خونه  رو برداشته بود.…

رمان خانم معلم پارت ۶۰ 4.4 (13)

۱ دیدگاه
          همینو باید می‌شنیدم تا آروم بگیرم؟ حتما پیش خودش فکر میکرد  اومدم نامزدیش رو خراب کنم.   ولی من میدونستم جایگاهم دقیقا همونجاست. یه زن…