رمان عشق موازی

رمان عشق موازی پارت 26

* * * * هندزفری رو زدم توی گوشام و به موبایلم وصلش کردم … روی یکی از آهنگای علی…

بیشتر بخوانید »
دسته‌بندی نشده

پاییزه خزون پارت ۵

  پاییزه خزون دیگ از نیمه شب هم گذشته بود تقریبا همه رفته بودن و خودیا بودن فردا جمعه بودو…

بیشتر بخوانید »
رمان پسرخاله

رمان پسرخاله پارت 191

      *سوفیا*     وقتی بغلش کردم بیش از همیشه احساس کردم من هنوز آمادگی دوست داشتن کسی…

بیشتر بخوانید »
رمان گذشته سوخته

رمان گذشته سوخته پارت۱۳

درحالی که داشتم به حرفای ایلیار گوش می دادم و سر تکون می دادم زیر چشمی نگاهی به آیدین و…

بیشتر بخوانید »
رمان گذشته سوخته

رمان گذشته سوخته پارت۱۲

عمه بهنازم خونه ی یکی از دوستاش بود… آ یهان جلوی تی وینشسته بود و ظرف یاپ کورن دستش بود…

بیشتر بخوانید »
رمان عشق موازی

رمان عشق موازی پارت 25

* * * * با دیدنش ، چشمام برقی از خوشحالی زد … به طرفش دوییدم و از پشت سر…

بیشتر بخوانید »
رمان عشق موازی

رمان عشق موازی پارت 24

&& ایلیاد && + الو ، هرمان … . _ بله ایلیاد … چیکارم داری؟! … همونطور که با دست…

بیشتر بخوانید »
رمان پاییز خزون

پاییزه خزون پارت ۴

  پاییزه خزون ۵ روزی بود که از بیمارستان مرخص شده بودمو قلبمم فاز ناسازگار میزد مدام تپشاش عقب جلو…

بیشتر بخوانید »
رمان عشق موازی

رمان عشق موازی پارت 23

* * * * _ نگران نباش دخترم ، چیزی نشده … ‌. نگران و با بغض لب زدم :…

بیشتر بخوانید »
رمان پاییز خزون

پاییزه خزون پارت ۳

  پاییزه خزون آراز دل تو دلم نبود خواهرم جلوی چشمام رو دستام داشت پر پر میشد صدای قلبشو نمیشنیدم…

بیشتر بخوانید »
رمان عشق موازی

رمان عشق موازی پارت 22

آهسته وارد طبقه ی پایین شدم … ساعت ۸ صبح بود و منم تازه از خواب بیدار شدم … .…

بیشتر بخوانید »
رمان گذشته سوخته

رمان گذشته سوخته پارت۱۱

توی فرودگاه نشسته بودم و منتظر بودم پرواز قطر رو اعلام کنن، دیبا دوهفته هی اصرار می کرد که بیا…

بیشتر بخوانید »
رمان عشق موازی

رمان عشق موازی پارت 21

&& آلیس && نفس عمیقی کشیدم ، عاشق هوای بارونی بودم … به نیمرخ ایلیادی که توی فکر بود خیره…

بیشتر بخوانید »
رمان پاییز خزون

پاییزه خزون پارت ۲

  پاییزه خزون صدای شکستن قفل اومدش فک کنم قفلو شکونده بودند نمیدونم  قفل شده بودم، مغزم فرمان نمیداد که…

بیشتر بخوانید »
رمان عشق موازی

رمان عشق موازی پارت 20

+ بیا اینجا برنارد … دستامو باز کردم که بدو بدو به سمتم اومد و پرید توی بغلم … خنده…

بیشتر بخوانید »