رمان های بیشتر در کانال رمان من  https://t.me/romanman_ir

پربازدیدترین مطالب سایت

رمان فستیوال
قاصدک .

رمان فستیوال پارت ۱۰۳

  با اکراه به دست دراز شده اش خیره شدم   اخمام رو درهم کشیدم تا احساس صمیمیت بهش دست نده   از فکر اینکه این زن چه شبایی رو با سام گذرونده، دستام ناخواسته مشت شد   وقتی اخمای

ادامه مطلب »
رمان سایه پرستو
قاصدک .

رمان سایه پرستو پارت ۲۶

    دلیل مخالفت و بی میل بودن پناه بیشتر ذهنمو‌ درگیر میکرد!   انگار تنها کسی که میدونست توی ذهن متین چی میگذره پناه بود…   متین چشمکی حواله پناه کرد و گفت   متین: من درستش میکنم… ولگا

ادامه مطلب »
رمان ماتیک
قاصدک .

رمان ماتیک پارت ۱۱۴

  قبل ازینکه دیر شود با پاهای برهنه بی تعادل از تخت پایین رفت و ناله کرد   _ نرو … ساواش   ساواش محلش نداد   _ توروخدا منم ببر   سمت در قدم برداشت اما دخترک اجازه نداد

ادامه مطلب »
مطالب دسته بندی نشده
قاصدک .

رمان غیاث پارت ۸۸

      بر خلافِ توصیه دکتر که پیشنهاد کرده بود چند روزِ دیگر هم بستری بمانم، با رضایتِ شخصی خودم مرخص شدم.   چون در حالِ حاضرِ بُنیه‌ی قوی نداشتم، قرار شد در ابتدا   قرصِ شیمی درمانی مصرف

ادامه مطلب »
رمان از کفر من تا دین تو
رمان از کفر من تا دین تو
قاصدک .

رمان از کفر من تا دین تو پارت ۷۹

با انگشت به گیج گاهم ضربه ای میزنه که با ابروهای درهم سرم و میکشم کنار. _هر وقت تونستی دوتا تخم‌مرغ و بدون تلفات نیمرو کنی اونوقت شاید شاید تونستی به یه دردی بخوری. _از دستپختم خبر داشتی و دنبال

ادامه مطلب »
رمان زنجیر و زر
قاصدک .

رمان زنجیر و زر پارت ۱۷۷

        نفس راحتی کشید و قبل از آنکه چیزی بگوید، سریع ادامه دادم؛   -خیلی زیاد دوست دارم از همون روز اولی که دیدمت عاشقت شدم. من با تو معنی حمایت مردونه، معنی دوست داشتن و دوست

ادامه مطلب »
رمان تاریکی شهرت
قاصدک .

رمان تاریکی شهرت پارت ۲۳

        اگر او را دیگر نمی‌دیدم چه؟ اگر مُرده بودم؟ اگر فرصت دیدار دوباره‌یشان را از دست می‌دادم؟   مادرشان زیرلب طوری که حتی یک کلمه‌اش را هم قادر نیستیم بشنویم غر می‌زند و سیروان به قدم‌هایش

ادامه مطلب »
رمان کینه کش
قاصدک .

رمان کینه کش پارت ۲۷

  ساعتی بعد، کیسان درگیر پخش کردن ویدیو ها بر روی لب تاب بود.   آذرخش با دیدن شوق و ذوق برادرش در هر کلیپ، قلبش مچاله و قلوه سنگی مانع از دم و بازدم اش می‌شد.   خیره به

ادامه مطلب »
دلباخته
قاصدک .

رمان دلباخته پارت ۱۲۱

      ملیحه خانم هول زده و دستپاچه دستانم را می گیرد.   – خدا منو مرگ بده، دیدی چی شد.. نگفتم بذار نگم   می دود سمت آشپزخانه و از پشت دید تارم گم می شود. چشم می

ادامه مطلب »
رمان الهه ماه
رمان الهه ماه
قاصدک .

رمان الهه ماه پارت ۸۷

      با حس حرکت آرام چیزی روی صورتش خواب آلود سر  تکان میدهد..     سام بدون آنکه عقب بکشد نوک انگشتانش را به نرمی روی صورتش میرقصاند و پایین میرود..   ماهک پلک روی هم میفشارد و

ادامه مطلب »
رمان فستیوال
قاصدک .

رمان فستیوال پارت ۱۰۲

    دستمو محکم به در گره زدم تا نیفتم   فکر میکردم مامان و بابای سام منو بیشتر مامان و بابای خودم دوست دارن و کم کم داشتم بهشون امیدوار میشدم   اما حالا باورم نمیشد که منو نادیده

ادامه مطلب »
رمان بوی نارنگی
قاصدک .

رمان بوی نارنگی پارت ۱۴۸

    حدسم را با طعنه به زبان آوردم – بپرس تا بهت بگم کجا می‌تونی زنتو پیدا کنی!   بی اعتنا به طعنه‌ام درمانده گفت – میدونی کجا رفته؟ اومده خونه؟   حرص زدم – عوضـــی   التماس کرد

ادامه مطلب »
رمان های کامل
رمان کامل
قاصدک .

دانلود رمان طعم جنون

💚 خلاصه: نیاز با مدرک هتلداری در هتل بزرگی در تهران مشغول بکار میشود. او بصورت موقت تا زمانی که صاحب هتل که پسر جوانیست

ادامه مطلب »
دسته‌ها