رمان حوالی چشمانت

حوالی چشمانت ❤️👀 پارت24

بعد از تموم شدن کارام لباسامو پوشیدم و منتظر زنگ عامر موندم‌. وقت ناهار عماد زنگ زد و خبر داد…

بیشتر بخوانید »
رمان‌ دلدادگان

رمان دلدادگان پارت ۴۴

رمان دلدادگان پارت ۴۴ (( دیگه قراره همه چی درست بشه همه چی برگرده به روزهای اولش   بهاره :…

بیشتر بخوانید »
رمان‌ دلدادگان

رمان دلدادگان پارت ۴۳

رمان دلدادگان پارت ۴۳ پوریا : خوب من باید چیکار کنم بهاره : فقط حواس مامانو و بابای پرت کن…

بیشتر بخوانید »
رمان‌ دلدادگان

رمان دلدادگان پارت ۴۲

رمان دلدادگان پارت ۴۲   بهاره : پوریا این وقت صبح اومده اینجا حتما کار واجبی داری   (( نمیدونستم…

بیشتر بخوانید »
رمان‌ دلدادگان

رمان دلدادگان پارت ۴۱

رمان دلدادگان پارت ۴۱   :::::::::::: روز بعد :::::::::: کیانا : خترم بیدار شو صبح شده   بهاره : چرا…

بیشتر بخوانید »
رمان‌ دلدادگان

رمان دلدادگان پارت ۴۰

رمان دلدادگان پارت ۴۰ ((خدا کنه که همه چی به خیر و خوشی تمام شه و کوروش هم به عشق…

بیشتر بخوانید »
رمان‌ دلدادگان

رمان دلدادگان پارت ۳۹

رمان دلدادگان پارت ۳۹ بهاره : خیلی خوب که کوروش سر عقل اومد و تصمیم گرفت که دیگه بهتره منو…

بیشتر بخوانید »
رمان‌ دلدادگان

رمان دلدادگان پارت ۳۸

رمان دلدادگان پارت ۳۸ بهاره : من میرم تو اتاقم بهاره سریع سریع میره تو اتاقش اون اصلا فکرش رو…

بیشتر بخوانید »
رمان‌ دلدادگان

رمان دلدادگان پارت ۳۷

رمان دلدادگان پارت ۳۷   کیانا : بفرمائید بهاره جان هم اومد پوریا: واقعا کیانا : بیا خودت ببین پوریا…

بیشتر بخوانید »
رمان‌ دلدادگان

رمان دلدادگان پارت ۳۶

رمان دلدادگان پارت ۳۶ بهاره : عالیه کوروش : میخوام خواسته ی تو رو برآورده کنم بهاره : چره کوروش…

بیشتر بخوانید »
رمان‌ دلدادگان

رمان دلدادگان دلدادگان ۳۵

رمان دلدادگان پارت ۳۵ بهاره : من عاشق یه نفر دیگم   ((وقتی ابن حرف رو شنیدن احساس کردم که…

بیشتر بخوانید »
رمان‌ دلدادگان

رمان دلدادگان پارت ۳۴

رمان دلدادگان پارت ۳۴ ((سر جام میخ کوب شده بودم نمیدونستم الان باید چیکار کنم چی بگم اصلا برگردم به…

بیشتر بخوانید »
رمان‌ دلدادگان

رمان دلدادگان پارت ۳۳

رمان دلدادگان پارت ۳۳ بهاره : سلام کوردش : سلام بهاره : اینجا اومدم چون میخواستم ببینم که میخواهی بهم…

بیشتر بخوانید »
رمان‌ دلدادگان

رمان دلدادگان پارت ۳۲

رمان دلدادگان پارت ۳۲ کیانا : پسرم چایی یا قهوه ((ذهنم اونقدر به کارهای بهاره درگیر شده بود که ندونستم…

بیشتر بخوانید »
رمان‌ دلدادگان

رمان دلدادگان پارت ۳۱

رمان دلدادگان پارت ۳۱ بهاره : فقط خدا کنه که دوباره کوردش داستانی درست نکنه بهاره همینطوری که داست رانندگی…

بیشتر بخوانید »