رمان شوم زاد پارت۶ 4.7 (76)

۱ دیدگاه
شوم زاد پارت۶ : دخترک زیادی به چشمش آمده بود… ‌‌‌ ‌‌‌‌ ‌ حرفش را رک زده بود و این برایش جالب بود… ‌‌ ‌‌‌‌ ‌‌‌‌‌‌ میخندد؛بلند و طولانی… ‌‌‌…

رمان شوم زاد پارت ۵ 4.6 (71)

۲ دیدگاه
شوم زاد پارت ۵: ساعت از نیمه شب گذشته بود!… ‌ ‌ ‌ همه در اتاق هایشان در خواب بودند و نگهبانان به نوبت بر روی قلعه کشیک می‌دادند… ‌…

رمان شوم زاد پارت ۴ 4.4 (96)

۶ دیدگاه
شوم زاد پارت ۴: –هی سالار اونجا رو نگاه کن! دارن چیکار می‌کنن ؟ –دارن شکار می‌کنن! دخترک می‌خواهد سرش را بالاتر بیاورد تا بهتر ببیندکه برادرش سریع کف دستش…

رمان شوم زاد پارت ۳ 4.3 (142)

۱۵ دیدگاه
رمان شوم زاد پارت ۳: دستی روی شانه‌اش می‌نشیند و از فکر و خیال‌های پوچ همیشگی رهایش می‌کند… به عقب برمی‌گردد ، مراد بود… رفیق گرمابه و گلستانش… کم از…

رمان شوم زاد پارت ۱ 4.5 (103)

۱ دیدگاه
سلام عزیزان😍 امیدوارم که حالتون خوب باشه🥰 اول از همه باید بگم که این رمان برگرفته از یه داستان واقعی هست که به شکل های متفاوتی از گذشته تا به…