رمان مفت بر پارت ۸۳ 4.1 (273)

۲ دیدگاه
    #p294     با همان دست روی پیشانی و چشمان بسته …پوزخند پررنگی میزند…     دخترک جسور شده بود…   ولی نمیدانست که همان دست دراز شده…

رمان مفت بر پارت ۸۲ 4.3 (146)

۱ دیدگاه
  #p291     نگاهش جای جای صورت کوروش میچرخد…   گوشه ی لبش هم ترکیده بود!!!     ناخودآگاه دست سمت صورتش میکشد:   _دعوا کردی؟!…   کوروش اما…

رمان مفت بر پارت ۸۰ 4.3 (155)

۴ دیدگاه
  #p284     سنگینی نگاهش پلک های ماهور را تکان میدهد…     دخترک مزخرف ترین شب زندگی اش را گذرانده بود…     حتی بدتر از شب هایی…

رمان مفت بر پارت ۷۸ 4.4 (154)

۱ دیدگاه
  #p277     مانتو به تن کرده بود…   حاضر و آماده از اتاق بیرون رفت…   _کجا به سلامتی؟   کوروش روی کاناپه با بالا تنه ای برهنه…

رمان مفت بر پارت ۷۷ 4.3 (154)

۲ دیدگاه
  #p273     تاپ دو بنده اش را تن میزند…   حالا که قرار بود بجنگند به خرید هایش احسنت گفته بود…   اینکه لباس های خریداری شده اش…

رمان مفت بر پارت 76 4.3 (149)

۲ دیدگاه
    #p270     نفس های گرم کوروش کنار گوشش بود…   باورش نمیشد…شرط را برده بود…   رابطه ی جنسی سختی را پشت سر گذاشته بود…ولی ارزشش را…

رمان مفت بر پارت 75 4.2 (169)

بدون دیدگاه
  #p267     از جایش بلند میشود و به سمت یخچال میرود…   _هرچقد دوس داری…بطری بشکون…تا دلت بخواد بطری نجسی دارم تو یخچالم موحد…     نجسی….لفظی که…

رمان مفت بر پارت74 4.2 (138)

۲ دیدگاه
  #p263     میدانست پاسخ کاری که کرده بود،گذشت کوروش نیست…   ولی اینکه نمیدانست چه بلایی بر سرش خواهد آمد…بیشتر نگرانش می‌کرد…     در را باز میکند…

رمان مفت بر پارت 72 4.3 (158)

۱ دیدگاه
    #p256     از ماشین پایین میرود…   مقاومت او ،همین اندازه بود…   پوزخندی به ضعف خودش میزند…   نزاع بین او و کوروش؟!     واقعا…

رمان مفت بر پارت ۷۰ 4.5 (169)

۱ دیدگاه
  #p251     نگاه کوروش اول تنش و بعد به سینی دست نخورده ی روی تخت دوخته میشود…   _چرا نخوردی؟! ببین من حوصله اخ و اوختو ندارم فردا…بخور…

رمان مفت بر پارت 69 4.3 (176)

۱ دیدگاه
۲۴۸   #p248     به عمارت که رسیدند…با عجله از ماشین پایین رفت…     فضای داخل ماشین با شیرین زبانی های کوروش دیگر قابل تحمل نبود…    …