رمان آرزوهای گمشده پارت 49

رمان آرزوهای گمشده پارت 49 4.5 (15)

۱ دیدگاه
  زمان خیلی حسود بود؛ وقتی کنار عزیزانت غرق خوشی و شادی بودی، دقیقه و ثانیه‌هایش می‌دویدند و خیلی زود لحظه‌ی خداحافظی می‌شد. بند و بساطی که آورده بودیم را…

رمان آرزوهای گمشده پارت 41 4 (10)

۱ دیدگاه
  با زبان بدنم نمی‌توانستم آنطور دلم می‌خواهد، راحت و بی‌پروا، دست احساساتم را برایش رو کنم، زبان سرم هم همیشه خجالتی بود؛ اما صدایی از درونم تشویقم می‌کرد و…

رمان آرزوهای گمشده پارت 40 4.1 (8)

بدون دیدگاه
  صدای آرام لحن نوازشگرانه‌‌اش دلم را قلقک داد: –پس همونه چسبید تنگ دلم! با لحن مظلومانه‌ای ادامه داد: –برو به کارت برس، منم برم دلتنگیامو بغل کنم! خوب بلد…