رمان شالوده عشق پارت 316 4.2 (70)

بدون دیدگاه
  وحشتناک عصبانی بودم. به غرورم برخورده بود. می‌خواستم انتقام بگیرم ولی بیشتر از همه دلم می‌خواست کسی که با همه‌ی وجود عاشقشم و منو دیوونه خودش کرده یه ذره……

رمان شالوده عشق پارت 312 4.2 (64)

      -از کناره من جدا نمیشی گندم می‌دونی دیگه با چه سختی ای اجازه‌تو از امیر گرفتم.     هیجان زده و با قلبی که داشت از خوشحالی…

رمان شالوده عشق پارت 306 4.3 (83)

۶ دیدگاه
        امیرخان:       -همونطوری که دوهفته قبل هم گفتم هنوزم اوضاع همونه. وضعیت خانومتون تغییر خاصی نکرده. در اصل وضعیت نباتی پایدار بیمار یه حالتی…