رمان رخنه پارت ۱۲۷ 3.8 (34)

۴ دیدگاه
  : – رونت چرا کبوده؟ نگاهم به نقطهای که داشت نگاه میکرد رفت. درست کنار رونم کبود بود، کمی فشار دادمش که درد کرد، مشخص بود تازه این کبودی…

رمان رخنه پارت۱۲۴ 4 (22)

بدون دیدگاه
      بالشتک کوچیک روی مبل رو بغل گرفتم. – خیلی دارم جلوی خودمو میگیرم چون آوا رو به زور خوابوندم. نزدیک شد و کنارم نشست. طوری وادارم می…

رمان رخنه پارت ۱۲۳ 4.5 (24)

بدون دیدگاه
      حافظ نسبت به این حجم از حماقت شایان ابرویی بال انداخت. – تو حرفی نداری باهاش بزنی؟ طرف میخواد زن بگیره قبلش چهار تا کلام میگه ببینه…

رمان رخنه پارت ۱۲۲ 4.4 (23)

بدون دیدگاه
      – هه بابام؟ مطمعنم حال اگر حافظ هم راضی شده باشه، بابای من عمرا جنازمم رو دوش شایان نمیندازه …همین حالشم دنبال یکی میگرده که حساب بانکیش…

رمان رخنه پارت ۱۲۱ 4.7 (20)

۲ دیدگاه
    – تو فهمیدی نقطه ضعف من آواعه همه چیو به اون ربط میدی …جهنم و ضرر، میریم ولی یادت باشه خودت خواستی. از اتاق بیرون رفتم که پشت…

رمان رخنه پارت ۱۱۹ 4.6 (25)

۲ دیدگاه
      اب از بدنش میچکید بال سرم ایستاد و کمکم کرد از آب بیرون بیام. – حوله دورت کن، من بچه رو میارم. سری تکون دادم که آوا…

رمان رخنه پارت ۱۱۶ 3.7 (31)

بدون دیدگاه
    تا نصف بشقاب بیشتر میلم نکشید که حافظ وادارم کرد دوباره مابقیش رو بخورم. – نصفه نخور، همینه هر روز داری اب میری؛ پس فردا میشی میرزا مقوا…

رمان رخنه پارت ۱۱۵ 4.2 (23)

۱ دیدگاه
    نذاشت حرفم رو ادامه بدم و دکمه لباسش رو باز کرد. – این؟ با کدوم منطقت حساب کردی که یه نفر می تونه خطی بمکه و کبودم کنه؟…