رمان ماتیک پارت ۱۹۹

4.4
(254)

 

 

 

 

گودرزی خواست حرفی بزند که ساواش محکم ادامه داد

 

_ من چنین بنایی رو نه ادامه میدم نه تایید می‌کنم

همکاری خواستید در خدمتم ولی تا اینجا هر آجری که گذاشتید بازسازی می‌خواد ، وسلام

 

گفت و بی توجه تماس را قطع کرد

 

موبایل را روی کاناپه انداخت و خیره ‌ی ساعت شد

 

ابروهایش بیشتر درهم فرو رفت

 

با خشم زیرلب غرید

 

_ کدوم گوری لادن ساعت یازده شبه

دستم بهت برسه پوستتو زنده زنده میکنم

 

برای هزارمین بار شماره اش را گرفت و باز هم صدای اپراتور ، خاموش بودن خط را به رخش کشید

 

کلافه پوف کشید

 

ذهنش به هیچ کجا نمی‌رسید

 

دخترک رانندگی بلد نبود و ماشین را برده بود

 

همین نگران ترش می‌کرد

 

بالاخره با خودش کنار آمد و در مخاطبین موبایلش دنبال شماره‌ی لیلا ، خواهرِ لادن گشت

 

شاید از ترسش امشب را پیش خواهر هایش پناه گرفته بود

 

#part788 ‌‌مــــــ💄ــــــاتیک

 

قبل ازینکه نام مخاطب را لمس کند موبایل میان دستش لرزید

 

شماره ناشناس بود

 

با نگرانی جواب داد

 

_ بله؟

 

لادن بعد از مکثی چندثانیه ای نالید

 

_ ساواش؟

 

صدای عربده‌ی ساواش باعث شد دخترک گوشی تلفن را از گوشش دور نگه دارد

 

_ کدوم گوری تو؟ قرار نیست بزرگ بشی؟

از صبح خون منو کردی تو شیشه لادن

توئه احمق مگه رانندگی یاد داری که ماشین برداشتی بردی؟

هم سر خودتو به باد میدی هم دو نفرو زیر میگیری

 

لادن بغض کرده زمزمه کرد

 

_ داد نزن یه لحظه

 

ساواش بلند تر فریاد زد

 

_ هر جهنمی هستی بمون چون دستم بهت برسه آتیشت می‌زنم

 

_ ساواش!

 

_ زهرمار …. شعور نداری تو؟

از صبح دارم به اون گوشی لعنتیت زنگ می‌زنم بعد….

 

_ تو پاسگاهیم!

 

#part789 ‌‌مــــــ💄ــــــاتیک

 

ساواش نفس زنان ساکت شد

 

پاسگاه؟!

 

_ یعنی چی؟

 

لادن ترسیده نالید

 

_ به خدا من نمی‌خواستم اینطوری شه!

 

ساواش بی اعصاب کتش را چنگ زد و همانطور که سمت در می‌رفت غرید

 

_ کدوم پاسگاه؟

 

لادن با پشیمانی آدرس داد و تماس قطع شد

 

 

 

وارد اتاق کلانتری که شد چشمش به جمعِ پنج نفره‌اشان افتاد

 

با حرص دندان روی هم سایید و تیز به لادن خیره شد

 

دخترک مثل بچه مدرسه‌ای ها کوله اش را به خودش چسبانده و سرش پایین بود

 

نگاهی پر تهدید به آرمین توسلی انداخت و با جدیت جلو رفت

 

_ دانش پژوه هستم ، تماس گرفته بودید

 

مامور سری تکان داد و پرسید

 

_ ماشین به اسم شماست ، چه نسبتی با بچه‌ها دارید؟

 

ساواش عصبی خیره‌ی لادن شد

 

_ همسرم هستن!

 

#part790 ‌‌مــــــ💄ــــــاتیک

 

توسلی متعجب ابرو بالا انداخت و مهتاب و عطیه با دهان باز بهم خیره شدند

 

مرد با تاسف سر تکان داد

 

_ خبر داشتید هیچ کدوم گواهینامه نداشتن و ماشین رو تحویلشون دادید؟ یا بدون اطلاع ماشین رو برداشتن؟

 

ساواش با خشم پوف کشید

 

بی میل تایید کرد

 

_ خبر داشتم!

 

مرد سری تکان داد و تعهدنامه ای سمتش گرفت

 

_ ماشین دو هفته میره پارکینگ

بعد از اون میتونید جریمه و هزینه پارکینگ رو پرداخت کنید و عوارض خلافی بگیرید اقدام کنید

در صورت تکرار هم دو تا شش ماه حبس شامل حالتون می‌شه

خداروشکر کنید همکارا مشکوک شدن و اتومبیل رو متوقف کردن ، اگرنه هر اتفاقی که می افتاد مقصر اصلی شما بودید

 

ساواش با اخم امضا زد

 

_ درست می‌فرمائید ، من عذرخواهی میکنم

 

مامور به پایین صفحه اشاره زد

 

_ راننده هم امضا کنه

 

ساواش با خشم سمت پنج نفرشان که با سر پایین افتاده بهم چسبیده بودند برگشت

 

_ کدومتون پشت فرمون بودید هنرمندا؟

به این رمان امتیاز بدهید

روی یک ستاره کلیک کنید تا به آن امتیاز دهید!

میانگین امتیاز 4.4 / 5. شمارش آرا 254

تا الان رای نیامده! اولین نفری باشید که به این پست امتیاز می دهید.

پارت های قبلی همین رمان
رمان های کامل

دسته‌ها

اشتراک در
اطلاع از
10 نظرات
قدیمی‌ترین
تازه‌ترین بیشترین رأی
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها
نازنین Mg
1 ماه قبل

یعنی استاد گند زدنه این لادن ولی آخرشو کدومتون پشت فرمون بودید هنرمندا😊کاش این پارت گذاری ادامه داشته باشه ممنون قاصدک کی بودی تو؟♥️🌹

تارا فرهادی
1 ماه قبل

خسته نباشی قاصدک جان
امروز مفت بر رو نمیزاری
طولانی
♥️ 😘

یاس ابی
1 ماه قبل

سلام میشه منو راهنمایی کنید من خرید استراکم از کار افتاده هر کاری میکنم بازم میگه خرید اشتراک وارد رمان نمیشه چرا

یاس ابی
پاسخ به  NOR .
1 ماه قبل

چه جوری وارد بشم اصلا ایمیلم قبول نمیکنه میکنه نا معتبر میشه کمک کنید درست بشه اول بهمن اشتراک خریدم الان کار نمیکنه

یاس ابی
پاسخ به  NOR .
1 ماه قبل

اشتراک من پریده انگار لطفا جواب بدین منتظرم انگار اشنراک ۳ ماهه من برای ۲۰ روز بود بعدش باطل شده جریان چی هست

ghader ranjbar
مدیر
پاسخ به  یاس ابی
1 ماه قبل

ایمیلی که اشتراک خریدید اینه easabe65@jemil.coom از اکانت الانت خروج بزن با این ایمیل ورود کنید

یاس ابی
پاسخ به  ghader ranjbar
1 ماه قبل

ممنون از شما مشکل حل شد

خواننده رمان
1 ماه قبل

لادن یه گوشمالی حسابی لازم داره

10
0
افکار شما را دوست داریم، لطفا نظر دهید.x